حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2288

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ولايت را حفظ كرده بارمنستان بدهد . فرهاد تا اربيل عقب نشست و بعد شنيد ، كه فابيوس « 1 » سركرده ديگر رومى مأمور است از رود دجله عبور كرده بايران حمله كند . در اين احوال او انديشناك گرديد ، زيرا پادشاهان دست‌نشانده ممالكى ، كه مذكور گشت ، با پومپه در باطن سازشى داشتند و با اين حال و مطمئن نبودن از پشت‌سر صلاح فرهاد سوّم نبود ، با سردار نامى روم ، كه بحسن تدبير و رزانت رأى و متانت معروف بود ، درافتد . بنابراين اقتضاى موقع را چنين دانست ، كه از در دوستى و صلح درآيد . پومپه ، از غروريكه در اين اوان داشت ، مأمور فرهاد را نپذيرفت و آفرانيوس را مأمور كرد ، تا آنچه را كه پارتيها از ارمنستان تسخير كرده‌اند ، پس گرفته بارمنستان رد كند و ضمنا ، چنان كه پلوتارك گفته ، نخواست فرهاد را شاهنشاه بخواند ( پومپه ، بند 28 ) . باوجود اين كدورت‌ها باز جنگى بين پومپه و فرهاد روى نداد ، ولى در سال 64 ق . م ، وقتى كه پومپه در سوريّه بود ، فرهاد باز بارمنستان قشون كشيد . پيش قراول او برادر همان تيگران جوان بود ، كه در اردوى پومپه محبوسش داشته بودند . اين شخص ، كه سارىاستر نام داشت و نيز داماد فرهاد بود ، آزاد زندگانى ميكرد . قشون ايران در ابتداء شكست خورد ، ولى در چند جدال بعد فتح كرد . در اينوقت تيگران پير ، چون خود را مستأصل ديد ، باز به پومپه متوسّل گشت . فرهاد هم مأمورى فرستاد تا پيغامات او را به پومپه برساند ، مفاد پيغامات معلوم نيست ، ولى چيزى كه محقّق مىباشد ، اين است ، كه پومپه ، چون از درافتادن با فرهاد نگرانى داشت ، كمكى بپادشاه ارمنستان نكرد و سه نفر را فرستاد ، تا طرفين بحكميّت آنها اختلافاتشان را رفع كنند . بعد فرهاد و تيگران ملتفت شدند ، كه صلاح آنها نيست روميها را بين خودشان حكم قرار دهند ، چه نفع روميها در درانداختن اين دو پادشاه با يكديگر بود . بنابراين خودشان دوستانه موادّ اختلاف و نزاع را حل و تسويه كردند ( 63 ق . م ) .

--> ( 1 ) - Fabius .